أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

29

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

براى آن عيد خوانند كه درو خير و بركت عائد است با خلقان از ثواب خداى ، ابو بكر انبارى گفت : براى آن عيد خوانند كه خلق عود كنند از ترح با فرح ؛ نبينى كه درين روز زندانيان را آزاد كنند از زندان و كودكان را از مكتب ، و براى آنكه درين روز هر يكى با مرتبهء خود روند از درويش و توانگر در مأكول و ملبوس و افعال و احوال ايشان ، اوّل و آخر ما را يعنى ما را و آنان را كه از پس ما باشند و آخرينان بخورند چنان كه اوّلينان خورده باشند ، و نيز آيتى و علامتى باشد و حجّتى بود ، و آن را روزى ما گردان و روزى ده ما را و تو بهترين روزى دهندگانى ، خداى تعالى جوابداد و گفت : من اين خوان بفرستم بر شما و ليكن شرط آنست كه هر كه بعد از نزول اين كار كافر شود من او را عذابى كنم كه هيچكس را نكرده باشم از جهانيان ، خداى تعالى خوان بفرستاد و ايشان كافر شدند پس خداى تعالى ايشان را مسخ كرد با خوك و بوزينه عبد اللّه عمر گفت : از اهل دوزخ آنان كه عذاب ايشان سخت‌تر بود منافقان‌اند و كافران بمائدهء عيسى و آل فرعون . خلاف كردند كه مائده فرو آمد يا نيامد مجاهد « 1 » و حسن بصرى گفتند : فرو نيامد و اين مثلى است كه خداى تعالى بزد براى آنكه قوم چون اين شرط بشنيدند استغفار كردند و درست آنست كه فرود آمد و ظاهر قرآن اقتضاء اين مىكند و اخبار از صحابه و تابعين بمنزلت متواتر شده است . برين . كعب الأحبار گفت : روز يكشنبه فرود آمد براى آن ترسايان آن را عيد گرفتند عمّار ياسر روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله كه بر آن مائده نان و گوشت بود ايشان از عيسى طعامى درخواسته بودند كه آن را بن در نيايد « 2 » عيسى عليه السّلام گفت : چنين باشد مادام كه خيانت نكنيد و پنهان نكنيد و ذخيره ننهيد ، شرط كردند چون فرود آمد روز بشب نرسيده بود تا خيانت كردند و ذخيره نهادند عبد اللّه عباس گفت : عيسى عليه السّلام بنى اسرائيل را گفت : سى روز روزه بداريد روزه داشتند چون مدّت بسر آمد گفتند : يا روح اللّه ما روزه داشتيم و گرسنگى برديم و آنكس كه او عملى كند مزدى توقّع مىكند ما توقّع مىكنيم كه از خداى در خواهى تا براى ما خوانى بفرستد از آسمان ، عيسى عليه السّلام دعا كرد و فرشتگان مىآمدند خوانى برگرفته بر آنجا هفت نان

--> ( 1 ) - در نسخ « قتاده » و بوسيلهء تفسير ابو الفتوح تصحيح شد . ( 2 ) - يعنى به آخر نرسد و تمام نشود .